12 مهر 92 10.30 شب
عزیزااااای دل من ....
شما یهو 5 . 6 قدم راه رفتید و من نقدر از خوشحالی بالا پایین پریدم و خودمو زدم سیاه و کبود شدم ....
انقدر خودتون ذوق کردید و خندیدید که نگوووو
ایلیا جان دندون پنجمتم سر زده ...
مبااااارک باشه عزیزای من
راستی در حال آماده کردن لوازم تولدتون هستیم و کلی شوق و ذوق داریم مخصوصا بابا جونتون که همشم واستون میخونه تولودت مبااااااارکه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


12 مهر 92 10.30 شب
